تبلیغات
ღ ... تنگ در آغوش نور ... ღ - دیگه دوستم نداری؟؟؟ :(
ღ ... تنگ در آغوش نور ... ღ

چون می گذرد ، شاد باش












بلیط ماندن است مانده روی دستهای من

در این همه مسافر حرم نبود جای من؟

رفیق عازم سفر، فقط «سلام» را ببر

سفارش مریض حضرت امام را ببر




چرا امسال مارو نخواستی؟ازت گله دارم!منی که هر سال یا حد اقل دو سال یه بار میومدم پابوست الان دوساله که نتونستم بیام...اما چرا؟

مگه من کار بدی کردم؟

نکنه به خاطر عمل نکردن به قولیه که بهت دادم و نتونستم؟؟؟؟

میدونم کم کاری کردم اما قول بده ... قول بده اگه از امسال بهش عمل کنم اجازه بدی منم بیام حرمت...بزاری منم پامو بزارم تو خونه ات و فقط یه گوشه از خونه اتو بگیرم به اندازه یه سر پا وایسادن...نه نشستن فقط و فقط ایستادن.یا امام رضا...

من قول میدم...قول شرف میدم اما تو هم باید به قولت عمل کنی.

دوستمو به خونت دعوت کردی اما منو دو ساله که به خونت راه نمیدی...مگه گناهم چیه؟

کاش من یک بچه آهو می شدم

می دویدم روز و شب در دشتها

توی کوه و دشت و صحرا روز و شب

می دویدم تا که می دیدم تو را.....





نوشته شده در شنبه 15 شهریور 1393 ساعت 01:06 ب.ظ توسط Faezeh coments | |



مرجع قالب وبلاگ در میهن تمپ - طراح قالب : پیچک