تبلیغات
ღ ... تنگ در آغوش نور ... ღ - من همان نورم،پس چرا...؟
ღ ... تنگ در آغوش نور ... ღ

چون می گذرد ، شاد باش












خاک هر شب دعا کرد ، از ته دل خدا را صدا کرد
شب آخر دعایش اثر کرد ،یک فرشته تمام زمین را خبر کرد
خدا تکه ای از خاک را برداشت ، آسمان را در آن کاشت
خاک را توی دستش ورز داد ، روح خود را به او قرض داد
خاک توی دست خدا نور شد ، پر گرفت و از زمین دور شد
راستی من همان خاک خوشبختم ،من همان نورم
پس چرا گاهی اوقات از خدا دورم؟؟؟


نوشته شده در دوشنبه 17 شهریور 1393 ساعت 08:08 ق.ظ توسط Faezeh coments | |



مرجع قالب وبلاگ در میهن تمپ - طراح قالب : پیچک